تبليغاتX
لحظه های بی تو
لحظه های بی تو
درد دل های من
مگه میشه؟؟؟؟ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 12:10 PM

مگه میشه دیگه عاشق نباشم؟

مگه میشه باشی و منم گدای سر راهت نباشم؟

مگه میشه بری و توی سکوت بدرقه، دوباره مرثیه خون خاطراتت نباشم؟

مگه میشه دیگه عاشق نباشم؟

مگه میشه دوباره آتیش به جونم بزنی، ولی من بازم غلامت نباشم؟

مگه میشه با چشات قلبمو دیوونه کنی، ولی من توی نگات پر نکشم؟

مگه میشه دیگه عاشق نباشم؟

مگه میشه واسه دوست داشتن تو، همه داغ حسرتو به روی شونم نکشم؟

مگه میشه بگی دوستم نداری، ولی من عاشق این زخم زبون ظالمانت نباشم؟

مگه میشه دیگه عاشق نباشم؟

مگه میشه بری تنهام بذاری، ولی من حتی واسه یه لحظه رفتن تو نگات ، دیگه منت نکشم؟

مگه میشه بگی یاد من نباش ، ولی من روی سیاه لحظه ها عکس اون سجده زدن به خاک پاک

زیر پاتو نکشم؟

میخوام اینجا، توی این شهر غریب آدما، تورو اون ذات خدا، قسمت بدم به یاد این روزای بی وفا

واسه حفظ آبروی عاشقا  می خوام این نیازمو، پیش چشمای تو زاری بکنم

می خوام این عشقمو باز واست تداعی بکنم، میخوام این محبت و ازت گدایی بکنم.........

.

.

.

.

نوشته شده توسط فرزانه | موضوع: | لينک ثابت |

به سوی تو می آیم... چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 7:56 PM
 

شبی تاریک و پر از سکوت در اتاقم تنهاتر از همیشه... ناامید از فردایی روشن... بازم نقش چشمات در خیالم... تنها جایی که با همه بی قراریهام احساس آرامش میکنم... خاطرات با تو بودن در حال رفت وآمد در ذهنم هستن... هنوز چشم به راهتم دیونه... آخه چرا این نفسام تلخه واسم؟ ای کاش زودتر از موعود مقررم فرشته مرگ مرا به کام خویش می گرفت و این روح خسته را به آسمونا میبرد... هر جا که باشه دیگه بدتر از این جا که نیست... شاید این جوری یک بار بمیرم... ولی الان همه لحظاتم شده مردن و زنده شدن... بذار حداقل یک کم از قصه عشقمون بگم تا شاید خوابم ببره... یکی بود یکی نبود غیر خدا هیچکی نبود یکی عاشقی بود که یک معبودی داشت... عاشقه دل خوش به وجود معبودش بود و پرستش اون بالاترین عبادتش بود... نمیدونست که یک روز الهه اش میره دنبال سرنوشتش و اونو تنها میزاره... و هیچی جز یادش براش یادگاری نمیزاره... نشنیدم چی گفتی: یک کم تندتر بگو: چی! روزهای شاد هم داشتیم! خوبه! ولی میدونی چیه: این حرفتم باور میکنم آره روزهای شاد هم داشتیم ولی این قدر روزای غمگین داشتیم که شادیهای کوچیکمون لا به لای دریای غمها گم شدن...

 

 

نوشته شده توسط فرزانه | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: فرزانه & Designer: Hessam Sedaghati